خسته ای
اسیر
دلزده
غمگین
شاید هم افسرده
نمی دانم
نمی دانم و می دانم اما نمی توانم برای تو بیانش کنم...
سخنی که از روز نخست در تلاش بودم تا به تو بفهمانم اما این چه هاله ایست که درب گوش های حقیقت جوی تو را گرفته و هرچه فریاد سر می دهم نمی شنوی...
آه
غیر از آه کشیدن کاری برایم نگذاشته ای...
پا در گل در آرزوی دیدار آسمان به سر می بری و من... چقدر فریاد زدم که بیا...
نه...
باید بمانی
باید بمانی و ذوب شوی
این قانون انسانیت توست
ای کاش می توانستی سر این قانون های نوشته شده تنها با قلم منحصر به فردت را روزی ببری و آزاد و رها پرواز کنی
یادت هست؟
روزی خواستی به تو بگویم اگر محمد بودم...
و من گفتم اگر محمد بودم....
های....
محمد شرحه شرحه
محمد پا در گل
محمد دست در بند
محمد در قفس مانده
از تو بی نهایت خشمگینم
بال های پرشت را می بینم
تو نا امید ... حتی کوششی برای پرش هم نمی کنی
دوست دارم همه ی وجود نعره شوم و بر سرت ریزان
آه که حتی تاب یک اخم را هم نداری چه رسد به نعره
آنگاه ... از من حرف جدی می طلبی...
آری نا امیدم
نا امیدم از کسی که زانو به بغل گرفته و هی گردن در بند اراده ی دیگری کشان کشان می رود و می نالد...
نا امیدم از تو
نا امیدم از وعده هایی که روزی نوید بخش زندگی من بود...
نا امیدم.
آه که چقدر واژه دارم برای تمامی وجود پر رنجت..
تو که به رنج کشیدن مثل زندگی نگاه می کنی و با آن خوگر شده ای.
تو...
آه که چقدر تازیانه دارم برای روح تسلیمت.
برای جویبار دلت که هیچ دیوارچه ای ندارد و اینجا... آب است که فرمانرواست نه جویبار..
من یک وجود سراپا فریادم برای تو... اما تو را تاب نیست
تو... پدر روحانی خسته ...
کودک هفت ساله خوابیده ی هفتاد ساله برخاسته..
کی جرأت است که این کلمات را بر تو نثار کنم و پس از آن ببینم که با واِژه هایت
به خودکشی می شتابی و طناب احساس ضعف و شرم و گناه را آنچنان بر گردن خود سفت می کنی که ناله های من نیز سودی نمی بخشد و ....همه هرچه از شخصیت و ظرفیت و غیره را مفتضحانه سر می بری...
این را من خودکشی می نامم
این را من خودسوزی می گویم.
محمد در قفس...!! در قفس باز است...
دانه ها را رها کن...
بلند شو...
فقط ببین که درب قفس باز است
پرواز کن...
برای پرواز رهایی شرط اول است.
اراده دومین توشه.
تلاش
تحمل
پشتکار
خستگی ناپذیری
امید
و همه ی اینها... زیر خیمه ی توکل.
خسته می بینمت اکنون باری
اگر اندیشه ی ماندن داری
راه را با من تنها بگذار....................................